close
تبلیغات در اینترنت
دشمن از شما غافل نمی شود
این وبلاگ در مورد مردان بی ادعایی سخن می گوید که از جانشان مایه گذاشتند
Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ گمنام آشنا سلام! باز تکرار حضور ناگهانی تو و سلام های دستپاچه من! هر از چند گاهی تلنگری می شود به عقربه های ساعت روزمرّگی هایم تا فراموش نکنم .....چه خوب شد که آمدی تا دیگر نذر زیارت عاشورایمان کنار مزار نداشته ات محال نباشد .آشنا ترین گمنام ، همین که هر از چند گاهی دستهایم به نوازش سنگ مزار بی نام تو تبرک شود، همین که نگاه سوخته ام به پرچم سرخ مزار تو باشد بس است برای دل خوشی من و این دل ویرانه...

اسلام آباد غرب از چه جهت در جنگ نقش اساسی و مهمی داشت ؟






آمار مطالب

کل مطالب : 8
کل نظرات : 5

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 16
باردید دیروز : 0
بازدید هفته : 16
بازدید ماه : 25
بازدید سال : 100
بازدید کلی : 1,508
دشمن از شما غافل نمی شود

یک رو با دو نفر دیگر از بچه ها تصمیم گرفتیم به آبادان سری زده و از آنجا به خانواده تلفنی بزنیم . با جیپ کاامی که در اختیارمان بود به منطقه احمد آباد رفتیم . جمعیت حاضر در شهر خیلی زیاد نبود و نیروهای نظامی حضورشان در شهر بیشتر به چشم می خورد . اکثر مغازه ها بسته بود و تک تکی هم که باز بود رنگ و بوی جنگ و محاصره به خود گرفته بودند در محله احمد آباد پیاده شدیم وقتی از خودرو پیاده شدیم مردی که تعداد کمی نان در دست داشت به طرفمان آمد ، سلام و احوالپرسی کرد بعد رو به ما گفت : 

ببخشید سرکار جریان این نانها چیه ؟!

دشمن از شما غافل نمی شود

من گفتم : نونه دیگه مگه نخریدی؟

گفت: نه  جریان این مهری که به نانها زده شده رو می گم .

ما نانها را باز کردیم وسط هر نان مهری که مربوط به یکی از گروهک های ضد انقلاب داخلی بود به چشم می خورد به محض اینکه مهر ها را دیدم پرسیدم این نان ها را از کجا گرفتید ؟ گفت :

بالای همین کوچه یه ماشین ایستاده و این نانها را مجانی توزیع می کند . 

از او خواستم سریع سوار خودروی ما شود و محل توزیع نان را نشانمان دهد .وقتی او سوار شد دور زدم و نزدیکترین پایگاه بسیج را در جریان گذاشتم و از آنها خواستم که چون ما اسلحه همراه نداریم و احتمال می دادیم افراد توزیع کننده نان مسلح باشند همراهمان شوند .

5 نفر از بچه های بسیج شهر بعد از هماهنگی با خودرویی راه افتادند و شخصی را که همراه ما بود سوار  کردند و راه افتادند وقتی به محل مورد نظر رسیدیم آنها هنوز هم به توزیع نان مشغول بودند بچه های بسیج ریختند و عوامل ضد انقلابی را که با هدف اخلال در نظم شهر و فریب مردم ساکن ، اقدام به این کار می کردند را دستگیر و آنان را به  اطلاعات آبادان تحویل دادند .

احمد یوسفی 

تعداد بازدید از این مطلب: 47
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 15


می توانید دیدگاه خود را بنویسید

سام فریدون در تاریخ : 1392/10/2 - - گفته است :
سلام

شما هم لینک شدید

استفاده میبریم از مطالب تان

ممنون
پاسخ : ممنون از شما

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود